تبليغاتX
فریاد دانشجو
به عقیده ها، دینها و فرهنگها احترام بگذاریم حتی اگر مخالف عقیده و نظر ما باشند
چند روز پیش خبر عجیبی رو در برخی سایت های خبری خوندم با این مضمون:

 

 چند روز پیش ، پیامک تهدید آمیزی از سوی یک منبع ناشناس به صورت گسترده به موبایل های مردم فرستاده می شود.
به گزارش عصرایران ، متن این پیامک به شرح زیر است:

شهروند محترم
طبق اطلاع واصله، جنابعالی تحت تأثیر تبلیغات ضدامنیتی رسانه‌های وابسته به بیگانگان قرار گرفته‌اید، در صورت حضور در هرگونه تجمع غیرقانونی و ارتباط با رسانه‌های خارج از كشور برابر مواد 489، 499، 500، 508، 514، 609، 610 و 698 قانون مجازات اسلامی شناخته می‌شوید و با شما برخورد قانونی خواهد شد..
شماره ارسال كننده این پیامك 009860005005 است.
(عصر ایران۱۳ آبان ۸۸)

گویا این پیامک ها به صورت رندوم و گسترده برای بسیاری از مردم ارسال شده بود.گذشت تا امروز که وقتی صندوق میلم رو باز کردم با ای میل عجیبی که به آدرس شخصی من ارسال شده بود مواجه شدم:

کاربر محترم
شما درحال فعاليت غيرقانوني و ضد امنيت ملي در فضاي مجازي مي باشيد
در صورت ادامه اينگونه فعاليت ها برابر قانون جرايم رايانه اي مجرم شناحته شده و با شما برخورد قانوني خواهد شد.

 

وقتی این ای میل رو خوندم تصمیم گرفتم رو وبلاگ بذارم تا ببینم برای دوستان دیگه هم از این ای میل ها ارسال شده یا نه؟

حالا اگه فقط واسه بنده ارسال شده باشه(که خیلی بعیده) فکر کنم تیر دوستان اساسی به سنگ خورده که به کاهدون زدن چون متاسفانه یا خوشبختانه به دلیل مشغله خیلی زیاد به جز این وبلاگ که به صورت نا منظم آپ میشه بنده هیچ فعالیت ضد امنیت ملی!!!!!!!!! که خاطر مبارک برادران را مکدر باشه انجام ندادم.ضمن اینکه منظور این مجریان عدالت!!! از لفظ اینگونه فعالیت ها را متوجه نمی شوم.

اما حالت دوم اینه که به احتمال فراوان مثل ماجرای پیامک ها این ایمیل ها به صورت گسترده و برای عده زیادی ارسال شده.حالا نمیدونم واقعا کار به کجا رسیده که این عزیزان هم احتمالا به گسترش نفوذ جنبش سبز در میان آحاد مردم به خصوص جوانان و به طور خاص کاربران اینترنت پی بردن که و به نظرم از شدت عصبانیت دست به این اقدامات خنده دار و مضحک زدن و در در حال مفتضح ساختن خودشون هستن. به هر حال ما که کلی به این حماقت عزیزان خندیدیم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/17ساعت 5:24 بعد از ظهر  توسط فرزند ایران | 

13 آبان 1388 نیز رسید و گذشت. در مورد آنچه در این روز به‌وقوع پیوست، چگونه می‌توان به قضاوت نشست؟

پیش از هر سخنی، اشاره به یک نکته‌ی بس مهم، ضروری می‌نماید: بیش از 140 روز (قریب به پنج ماه) از هنگام برگزاری انتخابات 22 خرداد سپری می‌شود.  مراسم 13 آبان و حضور اعتراض‌آمیز «سبزها» قرار بود در چنین مقطع زمانی، برگزار شود. ضمن اینکه این آیین در شرایطی مورد توجه معترضان قرار گرفته بود که قریب به اتفاق نهادهای امنیتی و قضایی و نظامی مرتبط با حوادث اخیر، نسبت به هرگونه حضور متفاوت با مراسم رسمی، هشدار داده و مخاطبان را تهدید کرده بودند. از دادستانی پایتخت تا نیروی انتظامی، و از سپاه پاسداران تا وزارت کشور و... همه‌ی شخصیت‌های حقیقی و حقوقی نظام سیاسی، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم، نسبت به حضور معنادار جنبش سبز، هشدار و زنهار داده بودند.

مستقل از این نکته‌‌های غیر قابل اغماض، باید به حضور غریب نیروهای امنیتی و انتظامی و شبه‌نظامی و لباس شخصی‌ها، در گوشه‌گوشه‌ی نقاط مرکزی پایتخت (بخصوص خیابان‌های اطراف سفارت سابق ایالات متحده) اشاره کرد. به‌راحتی ـ و بدون اغراق ـ می‌توان تعداد نیروهای مزبور را که "بسیج" و سازماندهی شده بودند، چند ده هزار تن ذکر کرد. این نیروها، تلاش می‌کردند افزون بر ایجاد رعب و وحشت، به‌ شکل مستقیم و غیرمستقیم، مانع از حضور متشکل و تجمع معترضان و بروز و ظهور معنادار "سبزها"، آن‌گونه که در "روز قدس" به‌وقوع پیوست، شوند. به‌نظر می‌رسد مستقل از حوادث بعدی (تعقیب و گریزها و شعارها و...)، همین وجه محسوس و مشهود دیروز، نقطه‌عزیمت مناسبی است که داور مستقل و ناظر بی‌طرف، به پتانسیل بالقوه‌ی "جنبش سبز" پی برد.

حتی اگر معترضان دیروز پا به خیابان‌های اطراف سفارت آمریکا (میادین هفت تیر و ولیعصر و فردوسی و خیابان‌های انقلاب و کریم‌خان زند و...) نمی‌گذاشتند، باز همین وجه از مقابله و بروز و ظهور نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی و شبه‌نظامی حکومت، خود بهترین نشانه و "شاهد" برای توان اجتماعی معترضان به نتایج انتخابات و صاحبان قدرت بود.

افزون بر این، همین که با وجود سپری شدن 140 روز از انتخابات، و به‌رغم حضور چندین هزار نیروی امنیتی و انتظامی و شبه‌نظامی، چند ایستگاه مرکزی مترو در تهران، به روی مراجعان بسته شدند، از عمق و گستره‌ی حضور بالقوه‌ی سبزها، و نیز کیفیت نگاه صاحبان ماکروقدرت به جنبش سبز، نشانه‌ها داشت.

به‌بیان دیگر، حجم و کیفیت حضور بازوهای سرکوب حکومت و دیگر شواهد عینی و رسمی، آشکارا نشان از آن داشت که مخالفان دموکراسی، چه برآوردی از پتانسیل بالقوه و بالفعل جنبش سبز، دارند. این امر، قطعا برای تمامی هواداران و کنشگران جنبش اعتراضی ایران امروز، مایه و موجب خوشوقتی است.

اما صرف‌نظر از این وجه (وجه سلبی ماجرا)، در وجه ایجابی و اثباتی، حضور خیابانی معترضان، باید به اعتراض محسوس و مدنی چند ده هزار نفری جمعیتی اشاره کرد که با وجود تمامی تهدیدها و مخاطرات محتمل و عینی، برای مطالبه‌ی حقوق اساسی و پیگیری خواسته‌های مدنی خویش، به شکلی معنادار در برخی نقاط مرکزی پایتخت، حضور یافتند (و این، برکنار از اعتراض‌های به‌وقوع پیوسته در دیگر شهرهای بزرگ کشور است). بی‌شک اگر امکان تجمع ایشان، با تمهیدات امنیتی و انتظامی و... محدود و منتفی نشده بود، معترضان به‌سهولت در جمعیتی چند صد هزار نفره، مجتمع می‌شدند و خودنمایی می‌کردند. این انتفاء، هیج تغییری در اصل موضوع و حقیقت امر ایجاد نمی‌کند.

نگارنده بارها تاکید کرده است که حتی اگر نهادهای رسمی قدرت، توفیق یابند که در ظاهر و در وجه بروز و ظهور خیابانی، معترضان را محدود یا پراکنده سازند، یا حتی از انجام هرگونه راهپیمایی اعتراض‌آمیز خیابانی جلوگیری نمایند، باز نمی‌توانند اصل مطالبات، اعتراض شهروندان و نوع نگاه آنان را به قدرت مسلط، منتفی و بلاموضوع سازند. خشم معترضان از نتایج رسمی انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، و اعتراض آنان به دروغ و تزویر و تحریف حقیقت، و دیگر رویکردها و سیاست‌های غیردموکراتیک و سرکوبگرانه‌ی مستقر، خود را در مقاطع مختلف و هنگامه‌های گوناگون و مجال‌های متفاوت، متبلور و محقق خواهد ساخت.

وقتی "دل‌"های مردمان با حاکمان‌ خویش، قهر باشد، نه‌ تنها دست ایشان به کاری نخواهد رفت، و مدیریت و تولید و صنعت و توسعه‌ای سامان نمی‌یابد، بلکه این نارضایتی و اعتراض خفته، اگر مجال بروز و ظهوری پیدا کند، بیش از پیش، خودنمایی نموده و مطالبات خویش را پیگیری خواهد کرد.

13 آبان 1388 همان معنا و مضمونی را داشت که روز قدس و 25 خرداد و 30 خرداد 88  و دیگر اعتراضات خیابانی داشت؛ 13 آبان 1388 واجد همان پیغامی بود که اینجا و آنجا، روی در و دیوار شهر، یا تابلوهای راهنمایی و رانندگی، انفجاری کوچک از رنگ "سبز" یا علامت "V"،حک و ثبت کرده است؛ 13 آبان 1388 پیام دیگری به صاحبان قدرت بود که با تهدید و ارعاب و سرکوب و اسلحه نمی‌توان بر جامعه حکومت کرد و "انسان"‌ها را وادار به تمکین و تعظیم ساخت.

از منظری دیگر، 13 آبان 1388 برای سبزها واجد این توجهات بود: ضمن توجه به جوهر خواسته‌ها و مطالبات به‌حق‌شان، واقع‌بینانه شعار دهند و عمل کنند؛ مبتکرانه و با خلاقیت بیشتر اعتراض خود را پی‌گیرند؛ صبوری بیشتری پیشه کنند؛ بی‌یأس، امیدوارانه در "راه سبز امید" گام زنند؛ و بیش از پیش، با شور و انگیزه و فعال، در "شبکه‌های اجتماعی"، "زندگی" کنند و به‌گونه‌ای "اثباتی" (چنان‌که میرحسین موسوی در پیام اخیرش تصریح کرده است) به ایران فردا بیاندیشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط فرزند ایران | 
13آبان همه می آییم

 

صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم
کاخ ستم ضحاک یکباره فرو ریزم
من زاده ایرانم . از نسل دلیرانم
من خرمن آتش را برجان عدو ریزم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط فرزند ایران | 
آبیه دریا قدغن                                                      شوق تماشا قدغن

عشق دو ماهی قدغن                                           باهم وتنها قدغن

برای عشق تازه                                                     اجازه بی اجازه

پچ پچ ونجوا قدغن                                                  رقص سایه ها قدغن

کشف بوسه ی بی هوا                                           به وقت رویا قدغن

برای خواب تازه                                                       اجازه بی اجازه

در این قربت خانگی                                                 بگو هر چی باید بگی

غزل بگوبه سادگی                                                  بگو زنده باد زندگی

                                      بگو زنده باد زندگی

برای شعر تازه                                                        اجازه بی اجازه

از تو نوشتن قدغن                                                  گلایه کردن قدغن

عطر خوش زن قدغن                                               تو قدغن من قدغن

برای روز تازه                                                          اجازه بی اجازه

 

****  خندیدن در برابر دیگران قدغن است ، پیاده روی در ساحل دریا قدغن است ، برامدن خورشید نیز 

انگار ترانه قدغن در چنین هوایی شکل می گیرد سال ها در من می ماند

تادر تبعید گاه تازه ام در آرامش اقیانوس آرام بدنیا می آید .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/12ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط فرزند ایران | 

تابش نیوز:خبرهای رسیده از محوطه مرکزی دانشگاه تهران حاکی از ناآرام بودن این مجموعه دارد.
قرار بود مراسم آغاز سال تحصیلی ساعت 10 صبح در محل تالار علامه اميني با حضور وزرای علوم و بهداشت برگزار شود که به دلیل نا آرامی ها این برنامه با تاخیر یکساعت و 45 دقیقه ای برگزار شد.از ورود دانشجویان معترض به سالن اصلی محل برگزاری مراسم جلوگیری شد.گزارش اتفاقات امروز را می خوانید.




از صبح امروز دو گروه از دانشجویان در مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه در حال شعار دادن علیه همدیگر هستند ولی جمع بیشتری از آنان بدون آن که شعار خاصی سر دهند در محوطه گرد امده اند و مدام بر تعداد آنها افزوده می شود.

تلاش ماموران بر این است که دامنه این تجمع به بیرون دانشگاه کشیده نشود.

حضور نیروهای پلیس در اطراف دانشگاه نیز زیاد است و ترافیک سنگینی در خیابان های اطراف دانشگاه تهران ایجاد شده است.

در حالي كه خيابان انقلاب تحت تدابير شديد امنيتي است و همه‌ي درها دانشگاه تهران بسته است . جمعی از دانشجويان در برابر درب اصلي دانشگاه از داخل دانشگاه شعار‌هايي را عليه دولت سر مي‌دهند . آنها با روبان‌هاي سبز شعار مرگ بر ديكتاتور، دانشجو بيدار است از ديكتاتور بيزار استُ دولت كودتا استعفا استعفا جنتي جنتي تو دشمن ملتي نه سازش نه تسليم- نه سازش نه تسليم •دانشجومي ميرد ذلت نمي پذيرد یاحسین میر حسین، کروبی دستگیر شه ایران قیامت می شه، روحانی واقعی منتظری ،صانعی و نصر من الله و فتح الغریب مرگ بر این دولت مردم فریب سر می داد.

در مقابل دانشجویان بسیجی حامی دولت، شعارهای "آزادی اندیشه با شال سبز نمیشه" و "موسوی، اسرائیل پیوندتان مبارك"،"مرگ بر منافق"،سر دادند.


گزارش‌ها حاكي از حضور چند صد دانشجوي معترض در محوطه‌ي دانشگاه تهران و برابر تالار برگزاري مراسم بازگشایی دانشگاهها درتالار علامه امینی است .

همزمان با اعلام حضور محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه تهران، فضای این دانشگاه متشنج شد.

در حالی كه از قبل اعلام شده بود امروز مراسم افتتاح سال تحصیلی دانشگاه‌ها با حضور مقامات دولت برگزار می‌شود، شماری از دانشجویان از دو طرف هم اكنون در حال شعار دادن هستند.

بنا بر این گزارش، از یك سو حدود چند تن از دانشجویان طیف بسیج علیه موسوی شعارهای تندی می‌دهند و از سوی دیگر جمعی از معترضین به دولت كه اكثرا چهره‌های خود را پوشانده‌اند، شعارهای تندی علیه احمدی‌نژاد و دولتش داده و خواستار استعفای وی هستند.

همزمان اكثر دانشجویان كه شمار آنها به صدها نفر می‌رسد و بیشتر آنها به معترضان متمایلند، در مقابل كتابخانه مركزی جمع شده‌اند، اما از شعار دادن پرهیز می‌كنند.
این در حالی است كه برخی دانشجویان دست اندركار در اعتراضات دانشجویی پس از انتخابات، با برخی محرومیت‌ها نظیر تعلیق و اخراج یا تذكر مواجه شده‌اند.

به تدریج جمعیت معترضین به بیش از هزار نفر افزایش یافته و آنان حركت خود را در خیابانهای داخل دانشگاه و دور كتابخانه آغاز كرده و علیه احمدی‌نژاد شعار می‌دهند. این افراد در مقطعی هم به سردر دانشگاه تهران رسیده‌اند.
همزمان پلیس اجازه رفت و آمد خودروها در خیابان 16 آذر را نداده و تعداد زیادی از نیروهای انتظامی با لباس معمولی (بدون كلاه كاسكت و سپر) اطراف دانشگاه تهران مستقر بودند. همچنین ترافیك شدیدی در خیابان انقلاب، مقابل دانشگاه تهران به چشم می خورد

یک سایت اصولگرا هم گزارش داد:جشن آغاز سال تحصیلی در دانشگاه تهران با حضور دو گروه دانشجویان و یک گروه افراد ناشناس به عنوان سرشاخه های شعار های تند علیه دولت همراه شد.
این تجمع در حالی دقایقی پیش تمام شد که تقابل دو گروه دانشجویان با حضور افرادی که معلوم نبود برای کدام دانشگاه و یا کدام حزب هستند به شلوغی های مقطعی می انجامید.
دانشجویان مقابل که مانند گروه سبزها در دانشگاه راه نمی رفتند هم شعارهایی با محوریت حمله به نفاق گروه مقابل سرمی دادند.
از نکات قابل توجه دیگر شعار "الله اکبر" مارکسیست ها ی برخی مراکز تهران بود.
انجمن دانشگاه تهران زمینه حضور افراد غیر دانشگاه تهرانی را در دانشگاه ترتیب دادند و موجب جو این دانشگاه آرام باقی می ماند.


به گزارش تابش نیوز تعدادي از مردم هم از بيرون سردرب دانشگاه به دانشجويان شعار دهنده پيوسته اند و با نيروهاي انتظامي درگير شده اند . نيروهاي انتظامي موبايل تعدادي ازجمعيت معترض را شكستند.

همچنین گفته شده در دومین روز از آغاز به کار آموزشی دانشگاه در سال جدید ده‏ها تن از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به حضور حداد عادل جلوی دفتر گروه فلسفه جمع شدند و منتظر شدند تا او از گروه خارج شود تا با سر دادن شعار اعتراض خود را نسبت به او ابراز کنند. اما با طولانی شدن زمان حضور او در گروه، دانشجویان شروع به سر دادن شعار کردند. شعارهایی از قبیل: «وکیل ضد ملت، خجالت خجالت»، «حداد عادل، حامی قاتل»، «آروم باش، آروم باش، دانشجوییم نه اوباش».

بنابر آخرین خبرها این تجمعات پایان یافته است و وضعیت فعلی دانشگاه آرام گزارش شده است.

مراسم اصلی در سالن نیمه خالی

این گزارش حاکی از آن است که از ورود دانشجویان معترض به سالن اصلی محل برگزاری آیین گشایش دانشگاه که با حضور کامران دانشجو وزیر علوم و خانم دستجردی وزیر بهداشت انجام شد جلوگیری به عمل آمد.


در اين مراسم كه با حضور دكتر دانشجو وزير علوم تحقيقات و فناوري و دكتر وحيد دستجردي وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، تني چند از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، دكتر لاريجاني رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران، دكتر رهبر رييس دانشگاه تهران، حجت الاسلام والمسلمين محمديان رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، دكتر پورعباس رييس سازمان سنجش، استادان و مسئولين دانشگاه علوم پزشكي تهران و دانشجويان برتر كنكور سراسري و موسسات آموزش عالي برگزار شد، دكتر دانشجو وزير علوم تحقيقات و فناوري نيز در سخناني ضمن تبريك بازگشايي دانشگاه ها، به ارتباط دانشگاه با حوزه هاي ديانت، سياست و حوزه كاربرد پرداخت و در خصوص اين ارتباط در حوزه ديانت گفت: اهتمام به دانش اندوزي بايد هماهنگ با فطرت خداجوي آدمي و قرين با دين باوري باشد. دانش و ارزش و علم و ايمان دو بال براي پيشرفت و عروج همزمان انسان در جهان مادي و معنوي است بنابراين فناوري و تكنولوژي منهاي اخلاق و معنويت، مخاطره آميز است و گاه مي تواند حركت به سوي نابودي انسان و جهان را تسريع نمايد.
وي با بيان اينكه دين اسلام فارغ از امور اجتماعي و اجتماع جداي از سياست نيست افزود: دانشگاه و دانشگاهيان همواره به عنوان روشنفكران پيشتاز در تحولات اجتماعي، در تاريخ تحولات ايران اسلامي پرچمدار روشنفكري ديني بوده اند و نقش ممتاز خود را در انقلاب اسلامي، دفاع مقدس و سازندگي كشور به انقلاب اسلامي ادا نموده و خواهند نمود.

دكتر وحيد دستجردي نيز در سخناني ضمن بزرگداشت هفته دفاع مقدس و تبريك آغاز سال تحصيلي جديد، تعداد دانشجويان دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور را 120 هزار دانشجو عنوان كرد و گفت: در 43 دانشگاه علوم پزشكي كشور 120 هزار دانشجو توسط 11 هزار استاد آموزش مي بينند.
وي با بيان اينكه به همت و تلاش استادان و دانشجويان و مديران دانشگاه هاي علوم پزشكي به رشد بي سابقه علمي دست يافتيم افزود: از نظر رشد مقالات علمي در بين 125 كشور دنيا رتبه 25 را كسب نموده ايم كه اميدوارم اين افتخارات با تلاش و مطالعات شما در دانشگاه ها حفظ و ارتقاء يابد.
دكتر دستجردي افزايش رشته هاي جديد تحصيلات تكميلي، دوره هاي تخصصي و فوق تخصصي و فوق ليسانس را از برنامه وزارت بهداشت عنوان كرد و گفت: وزارت بهداشت تلاش مي كنند تا دانشجويان بيشتري را براي تحصيلات تكميلي پذيرش نمايد تا با كمك اين فارغ التحصيلان نيازهاي علمي كشور را برآورده نمايد.
سپس در پايان اين مراسم از دانشجويان برتر كنكور سراسري سال 87 با اهداي لوح سپاس و جايزه تقدير بعمل آمد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/06ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط فرزند ایران | 
چندی پیش آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران با لحنی طعنه‌آمیز و تاسف‌بار، جنبش سبز حق‌طلبی مردم ایران را کاریکاتوری از انقلاب اسلامی خواند و نشان داد که صدای اعتراض ملت را نشنیده است.هرچند به گمان من نمی گذارند که بشنود بگذریم....

 با این حال روز گذشته، آیت‌الله مهدوی کنی که نگران جدا شدن صف مراجع و علما از رهبری است، تلویحا رهبران حاکمیت را به معاویه تشبیه کرد؛ آنجا که از میرحسین موسوی خواست با وجود تضییع حقش، مانند امام حسن (ع) رفتار کند.

اما گویا آقای مهدوی کنی توجه نکرده‌اند که رفتارهای حاکمیت کنونی، بیشتر از جنس روش حکومتی یزید است تا معاویه، و واکنشی از نوع امام حسین (ع) می‌طلبد، نه امام حسن (ع).

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط فرزند ایران | 
اول: سلام

دوم: عیدتون مبارک

سوم: سایت تابش نیوز امروز نوشته:

بی.بی.سی به نقل از خبرنگار رویترز نوشت: یک شاهد عینی گفته است که صدها معترض در خیابان‌های تهران طی ساعات شب شعار سر داده‌اند.

به گزارش تابش نیوز بی.بی.سی همچنین گزارش داد:

گفته می‌شود که پنجشنبه عصر با تاریک شدن هوا برخی از معترضان در تهران بار دیگر طی تجمعات و همچنین به صدا در آوردن بوق‌های ممتد، صدای اعتراض خود را علیه دولت ایران بلند کرده اند.

طی ساعات اخیر چندین ویدئو که گفته می‌شود اعتراضات پنجشنبه شب تهران را به تصویر می‌کشد در سایت "یوتیوب" منتشر شده است. در یکی از این ویدئوها که محل آن مشخص نیست گروهی از معترضان با روشن کردن آتش، مشغول سر دادن شعار هستند.

وی گفت که پلیس برای متفرق کردن معترضان تلاش کرد. آنها به معترضان می‌گفتند که آنجا را ترک کنند در غیر این صورت دستگیر خواهند شد.

سوال: هدف از اعتراضات پراکنده چیه؟ قراره چه اتفاقی بیفته؟ چرا با وجودی که جنبش سبز رهبری نداره باز عده ای از مردم از اعتراض دست نمی کشند؟ آخر این اعتراضات به چی می خواهد ختم بشه؟ و تا کی باید به این اعتراضات ادامه داد؟ مبارزه مدنی در این شرایط بهتره یا مبارزه مستقیم ولو به قیمت تهدید و آزار و اذیت شهروندان؟

 

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/16ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط فرزند ایران | 
پیامبر عظیم الشان اسلام ختم رسل فخر کائنات رحمت اللعالمین (ص) فرمودند:

حق را بگو گر چه (در ظاهر) به زیان تو باشد .

 

 آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی (۲۹/۴/۱۳۸۸):

گفتن مسائلی كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/29ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط فرزند ایران | 
 اين تحليل و مطلب مهم به دليل اهميت موضوع عينا از persia2009.wordpress.com نقل ميشود .


كساني كه اين روزها شاهد مناظره احمدي نژاد با مير حسين موسوي بوده اند چيزي را مشاهده كرده اند كه شگفتي هر كسي را بر مي انگيزاند. احمدي نژاد بي باكانه و بر خلاف قانون، هاشمي رفسنجاني رياست مجلس خبرگان رهبري، امام جمعه موقت تهران و رئيس تشخيص مصلحت و نيز ناطق نوري رئيس بررسي مفاسد از جانب رهبري را غارتگران بيت المال خواند بي آنكه بيمي از عواقب كار خود داشته باشد! در اين ميان برخي مردمان ساده انديش ايران نيز كه هنوز فكر مي كنند هاشمي مرد قدرتمند سال هاي پيش است به استقبال سخنان احمدي نژاد رفته وي را قهرماني مي خوانند كه هاشمي را به مبارزه مي طلبد. اما به راستي در جمهوري اسلامي چه خبر است؟ پشت پرده اين ماجراي شگفت آور كه مشروعيت كل نظام جمهوري اسلامي را به خطر انداخته چه گروه يا كساني بوده، چه هدفي را دنبال مي كنند؟ آيا آن طور كه بسياري مي پندارند اين ماجراها و زير سوال رفتن حاكميت سي ساله انقلاب توسط احمدي نژاد را صرفا بايد در حد يك كنش محدود انتخابات رياست جمهوري ديد و يا اينكه قضيه به پروژه اي بسيار فراتر بر مي گردد؟ اين نوشتار بر آن است كه ثابت كند هدف احمدي نژاد و حاميان قدرتمندش چيزي فراتر از پيروزي در انتخابات رياست جمهوري است و به عبارت ديگر هدف ايشان تغيير نظام جمهوري اسلامي به حكومت عدل اسلامي است كه در آن حتي اين جمهوريت نيم بند نيز وجود نداشته باشد!

ادعاي كلان نوشتار حاضر: در زمان حيات آيت اله خميني، آيت اله مصباح يزدي روحاني اي بود كه به خاطر سوابقش چندان مورد اعتماد آيت اله خميني نبود اما با درگذشت وي، با حمايت آيت اله خامنه اي، مصباح يزدي به تدريج قوي و قوي تر شد تا امروز كه هدف ديرينه خود در نفي جمهوريت را نزديك مي بيند. نخستين بار در نيمه نخست دهه هفتاد، مجله شما – ارگان حزب موتلفه اسلامي- پيشنهاد تغيير جمهوري اسلامي به حكومت عدل اسلامي را مطرح كرد اما به واقع كسي كه نظريه پرداز اين نظريه بود نه موتلفه بازار كه آيت اله مصباح يزدي بود. براي درك عميق تر موضوع، بايد ابتدا دو قرائت عمده پر هوادار نظريه ولايت فقيه در ميان هوادران اين نظريه را معرفي كرد:

1) بر مبناي نظريه نخست كه متعلق به آيت اله جوادي آملي و حاميان وي است ولايت فقيه در واقع ولايت فقها است. اگر ولايت فقيه را آنگونه كه وي تبيين مي كند بپذيريم آنگاه علاوه بر شخص خاص رهبري در اين زمان، آيت اله خامنه اي، ديگر فقها نيز هر يك به فراخور شان و جايگاه خود سهمي در اين نوع حكومت خواهند داشت.

2) نظريه دوم، نظريه اي متعلق به آيت اله مصباح يزدي است. بر مبناي اين نظريه، ولايت فقيه، ولايت شخص خاصي است كه در واقع به زعم ايشان نايب امام زمان بوده، فرامين وي بر تمام مراجع و… ارجحيت دارد.
پس از اين مقدمات بايد وضعيت گذشته و فعلي را تبيين كنيم: مصباح يزدي كه با حمايت شخص رهبري آيت اله خامنه اي توانسته است شاگردان و هواداران بسياري را به گرد خود جمع كند از اوايل دهه هفتاد در پي اجرايي كردن نظريه خود بوده است. در نظريه نخست تا حدي براي جمهوريت -هر چند نيم بند- جايي وجود دارد اما در نظريه مصباح، جمهوريت در بهترين حالت خود يك تزيين و آرايش به شمار مي رود. جناح راست حاكميت با رهبري فكري مصباح و رهبري سياسي موتلفه در سال 76 مي رفت تا روياي مصباح را جامعه عمل بپوشاند كه با شوك انتخاب خاتمي و حمايت هاشمي رفسنجاني، اين پروژه براي سالها دچار وقفه شد. به تدريج و با انتخاب احمدي نژاد، حاميان مصباح كوشيده اند با رياست اجرايي احمدي نژاد پروژه خويش را پي گيرند با اين تفاوت كه در طول اين سالهاي وقفه، صف بندي هاي جمهوري اسلامي دچار تغييرات اساسي شده است. هاشمي كه خود را به نوعي همتراز رهبر مي ديد از همان دهه هفتاد حساب خود را از اين پروژه جدا كرده بود و از اين نظر همواره مورد كينه باند مصباح قرار داشت اما بخشي از محافظه كاران از قبيل ناطق نوري، حسن روحاني و.. نيز به تدريج و با تجربه ساليان و ديدن خطرات آن براي كشور از اين پروژه جدا شده اند.

در اينجاست كه با پيروزي احمدي نژاد دو صف بندي بزرگ در جمهوري اسلامي ايجاد شد. يك سوي صف بندي، اتحادي نصف و نيمه از حاميان نظريه جوادي آملي با رهبري فكري وي و برخي مراجع تقليد، هاشمي رفسنجاني به عنوان رهبر تكنوكراتها و تا حدي رهبري سياسي و نيز اصلاح طلبان تشكيل شد.

در سوي ديگرميدان، آيت اله خامنه اي به عنوان رهبر سياسي، مصباح يزدي رهبر فكري، سپاه به عنوان بازوي نظامي و احمدي نژاد به عنوان رهبر اجرايي قرار داشتند. اين گروه كه با حذف اصلاح طلبان اعتماد به نفس فراواني يافته بودند كوشيدند در قالب پروژه پاليزدار و با افشاي سوابق فساد هاشمي و ديگر حاميان محافظه كار آن، اين بخش از حاكميت را نيز از حكومت حذف كنند. اين پروژه براي خود جنبشهايي مثل جنبش عدالت خواه و… نيز تاسيس كرد تا نبرد قدرت را حركتي مردمي نشان دهد اما پاليزدار كه عضوي از ستاد احمدي نژاد بود اما حاضر به معامله بر سر دزدي نبود به جاي اجراي پروژه رسواسازي هاشمي و هوادارنش كوشيد كليه جريانهاي فاسد را بر ملا سازد. او در اين افشاسازي به شعارهاي خوش رنگ و آب احمدي نژاد نيز دل بسته بود اما به خاطر افشاي فساد باندهاي هر دو گروه، پروژه حذف هاشمي در آن مقطع تعطيل و پاليزدار عضو سابق ستاد احمدي نژاد به زندان فرستاده شد. در ادامه ماجرا، جريان مصباح با حمايت احمدي نژاد وارد انتخابات رياست جمهوري دهم شد تا پروژه ناتمام را كامل كند كه ناگهان با اقبال مردم به خاتمي روبرو شد. اين گروه كه از اقبال خاتمي و عدم توانايي مير حسين در جذب راي بالا مطمئن بودند كوشيدند با ترفندهايي، خاتمي را مجبور به كناره گيري كنند اما با افزايش محبوبيت موسوي، جريان مصباح متوجه شد كه توان پيروزي در انتخابات را ندارد و در صورت تقلب وسيع نيز خود به خود مشروعيت حاكميت به زير سوال مي رود و بنابراين تصميم گرفت در پروژه اي زيركانه، با زدن هاشمي و ناطق به دو هدف برسد:

اين جريان كوشيده است از يك طرف با متهم كردن هاشمي توسط احمدي نژاد بر محبوبيت احمدي نژاد بيفزايد و از سوي ديگر با متهم كردن او مي كوشد پروژه ناكام مانده به دست پاليزدار را تكميل كند. اگر رهبري جمهوري اسلامي از حضور كساني مثل موسوي نيز ممانعت مي كرد پروژه ايشان بدون حضور مردم و لذا با مشروعيت زدايي از حكومت به انجام مي رسيد اما آنان براي حفظ ظاهر به حضور مردم احتياج داشتند. از آنجا كه احتمال پيروزي موسوي ايشان را مجبور مي كرد كه براي پي گيري اهداف خود به تقلب وسيعي روي آورند كه قابل پنهان كردن نبود ايشان كه از سو ظن مردم به هاشمي آگاه بودند كوشيدند با اتهام به هاشمي هم او را ناموجه تر از پيش ساخته در موقع مناسب از حاكميت خارج كنند و هم بر راي احمدي نژاد افزوده، تا نياز كمتري به تقلب باشد و با درصد كمتري تقلب به پيروي برسند.

اما در اين ميان نكته مهمي كه مغفول مي ماند آنست كه با متهم كردن هاشمي و به ويژه ناطق نوري، مشروعيت جمهوري اسلامي به شدت مورد ترديد قرار مي گيرد كه البته اتحاد مربع براي آن نيز فكر ي اساسي كرده است. اينان پس از انتخاب احمدي نژاد، گروه هاشمي را حذف كرده به مردم اعلام خواهند كرد كه آيت اله خامنه اي از مدتها پيش به دنبال حذف اين غارتگران بوده كه در نهايت با كمك احمدي نژاد موفق شده است و بدين طريق، احمدي نژاد نيز به قهرمان ملي تبديل مي شود.

اما چرا آقاي خامنه اي بايد به دنبال حذف هاشمي، ناطق و.. باشد؟ آيا اين حذف به دليل فساد ايشان است؟ جواب به اين پرسش منفي است چرا كه در طيف هوادار احمدي نژاد نيز گروه كثيري افراد فاسد وجود دارند. كساني چون آيت اله محمد يزدي كه غارتگري شان اگر از هاشمي وامثالهم بيشتر نباشد كمتر نيست. بنابراين بايد براي حذف ايشان توسط آقاي خامنه اي به دنبال دلايل ديگر ي بود. دليل و به عبارتي علت اصلي را از يك سو بايد در همان نگاه نظريه نخست -نظريه جوادي آملي- به نظريه ولايت فقيه و از سوي ديگر ادعاي همترازي امثال هاشمي دانست.

هاشمي رفسنجاني با توجه به سوابق و شخصيتش حاضر نيست كل اقتدار خود را به آقاي خامنه اي واگذار كند. نظريه جوادي آملي نيز حامي وي است اما كساني چون آيت اله يزدي بر خلاف هاشمي حاضرند در ازاي دريافت پاداش، خود را به تمامي در اختيار آقاي خامنه اي قرار دهند و بدين علت هاشمي و ديگر مخالفان نظريه مصباح بايد از صحنه حاكميت حذف شوند.

چند شاهد بر مدعا: در وجود نظريه مصباح كه در كتابهاي وي و هوادارانش نوشته شده شكي وجود ندارد. در اينكه نظريه رقيبي نيز توسط جوادي آملي نگاشته شده نيز شكي نيست. پس در اين مقدمات نمي توان ترديد كرد اما آيا احتمال اجرايي شدن اين نظريه در اين انتخابات، صرفا از ذهن يك داستان نويس نشات گرفته و يا اينكه شواهدي بر آن وجود دارد؟

شاهد نخست آنكه، احمدي نژاد با نام بردن از هاشمي و ناطق مشروعيت نظام را به كلي به چالش كشيد و اين موضوع نمي تواند بدون اجازه آقاي خامنه اي باشد. در اين جا سوال اين است كه آقاي خامنه اي براي چه هدفي بايد چنين مجوزي به احمدي نژاد بدهد؟ تبعات عمل احمدي نژاد براي مشروعيت جمهوري اسلامي آنقدر خطرناك است كه صرف يك انتخابات رياست جمهوري نمي تواند آن را جبران كند. از سوي ديگر مافياي رهبري تلاش خواهد كرد پس از حذف هاشمي و حاميانش با اين ادعا كه رهبري از ابتدا با اين باند فساد مخاف بوده، مشروعيت خود را در اذهان حاميانش دوباره بازسازي كند.

شاهد ديگر ماجرا نحوه برخورد احمدي نژاد با مراجع تقليد است. در بيشتر سالهاي پس از انقلاب، دولتها كم و بيش كوشيده اند نظرات مراجع را لحاظ كنند اما دولت احمدي نژاد كمترين بهاي لازم را به مراجع تقليد داده است بي آنكه از اين شيوه خود بيمي داشته باشد. آيا دليل عدم نگراني دولت احمدي نژاد از مراجع تقليد حمايت شديد آقاي خامنه اي از احمدي نژاد نيست؟ در نظريه مصباح طبيعتا جاي چنداني براي مراجع تقليد نيست چرا كه آنها رقيب ولايت خواهند بود. در اين راستا به ياد بياوريم حملات نوري زاد- فيلمساز حامي احمدي نژاد- به آيت اله مكارم شيرازي كه بدون ترس از عواقب كار خود به راحتي يكي از پرنفوذترين مراجع تقليد را مورد حملات پياپي قرار داد. نوري زاد هيچ گاه به خاطر حمله به مكارم شيرازي محاكمه نشد چرا كه او مورد تاييد رهبر و در راستاي پروژه يادشده مامور حمله به مكارم پرنفوذ بود. در همين راستا به ياد بياوريم سخنان مكارم شيرازي پس از ديدار با آيت اله صافي كه در برابر نوري زاد اعلام كرد كه آروزي نابود كردن مرجعيت را به گور مي بريد. يادمانن نرود مكارم شيرازي اين پاسخ را به اصلاح طلبان يا لائيكها نداد بلكه به نوري زاد حامي احمدي نژاد و ولايت فقيه داد.

* به اين شواهد اضافه كنيد …….

خلاصه مطلب آنكه شواهد نشان مي دهند پيروزي احمدي نژاد در انتخاب دهم، تنها يك پيروزي انتخاباتي نباشد بلكه هدف اصلي و استراتژيك آن، نابودي جمهوريت نيم بند جهوري اسلامي و ايجاد حكومت عدل اسلامي – فاشيسم اسلامي – است. آگاه سازي مردم از اين پروژه قطعا يكي از راه هاي از بين بردن اين پروژه خطرناك است. شايد ادعاي اين نوشتار با وجود همه شواهد نادرست باشد اما اين پروژه آن قدر براي كيان اين كشور خطرناك است كه احتمال آن نيز بايد مورد بررسي دقيق و افشاگري گسترده قرار گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط فرزند ایران | 

با توجه به اتفاقات اخیر احتمال جدی وجود دارد که پس از پایان مهلت 5 روزه شورای نگهبان که بنا به حکم حکومتی رهبر صورت گرفت و تایید نتایج انتخابات مشکوک 22 خرداد میر حسین موسوی بازداشت شود.

اینطور که از موج شدید تخریب مهندس موسوی در روزنامه های اقتدارگرایان و زمینه سازی های فراوان صدا و سیما بر می آید چون به احتمال قوی میر حسین موسوی نظر شورای نگهبان را نخواهد پذیرفت و موج جدید اعتراضات و راهپیمایی ها شکل خواهد گرفت مهندس موسوی بازداشت شود.

احتمال ضعیفی مبنی بر ترور مهندس موسوی و انتصاب فوری آن به بیگانگان و عوامل استکبار نیز وجود دارد که بعید است با توجه به حمایت افکار عمومی و سابقه ذهنی بدی که مردم از نظام در حذف فیزیکی مخالفان خود دارند عملی شود. هر چند مهندس موسوی قاطعانه اعلام کرده که شربت شهادت را نوشیده و در تمام سخنرانی های اخیر خود در میان مردم کلامش را با جمله" انا لله و انا الیه راجعون " آغاز کرده است.

البته رفتار مهندس موسوی و بیانیه های آتی ایشان در چند روز آینده می تواند در بالا رفتن یا کاهش این احتمالات بسیار موثر باشد.

به عنوان مثال تلاش های افرادی نظیر علی لاریجانی برای حضور موسوی در تلویزیون که بنا بر ادعای یک سایت در حال بررسی است می تواند به کاهش شعله اعتراضات بیانجامد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/04ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط فرزند ایران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وبلاگ فریاد دانشجو تلاشی است از سوی سوی یکی از صد ها هزار دانشجوی سرزمین آریایی که تنها رسانه شان وبلاگ است تا جفاهایی را که به جرم آزادیخواهی و میهن پرستی از سوی متحجرین و اقتدار گرایان بیرحمانه بر آنان وارد می شود را فریاد بزنند.
"به امید آزادی"

پیوندهای روزانه
تابش نیوز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
آرشیو موضوعی
مقاله
گاه نویس
دانشجویی
نامه
سفرنامه
پیوندها
ایران آزاد
مرداب
احمد درفشی
نواندیشان جوان
اینجا ایران است
روز نوشتهای میلاد
اسرار قلم
دموکراسی
آقای جهان باید ایران باشد
این حرفها
اندیشه ی فردا
تا عدل راهی نیست
چگونه ایران را بسازیم
حادثه صبح چهارده
کاوش
صبا
انتخابات ریاست جمهوری دهم
چکاد اصلاح طلبان
یادداشت های یک سیاست زده
حرفای نگفتنی
آسمان دل شکسته
ترانه قریب
خس و خاشاک نیوز
فرید صلواتی
سبز پای در بند
آشیانه
طلوع سبز 88
موج چهارم
همشهری جوان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM